نظریه سلسله مراتب نیازها
این نظریه به وسیله ابراهام مازلو که از مشهور ترین نظریه های انگیزش است . او اساس فرض خود را بر این گذاشته است که درون هر انسان پنج دسته نیاز (به صورت طبقه بندی شده ) وجود دارد.مازلو معتقد بود هریک از این نیازها به مقدارکافی ارضا شود، نیاز بعدی خودنمایی میکند این نیازها عبارتند از:
1. فیزیولوژیکی (زیستن): نیازهای زیستی نیازهای اساسی آدمی برای حفظ حیات بودندکه شامل:خوراک پوشاک مسکن و سایر نیازهای فیزیکی می شود.
2. ایمنی :شامل امنیت و محفوظ ماندن در برابر خطرات فیزیکی و عاطفی می شود.
3. اجتماعی : شامل عاطفه، تعلق خاطره ها و دوستی ها می شود .
4. احترام : این نیاز به دو بخش تقسیم می شود :درونی وبیرونی. احترام درونی شامل :عزت نفس،خود مختاری وپیشرفت و احترام بیرونی شامل :پایگاه ،مقام،شهرت وجلب توجه است.
5. خود شکوفایی : در این نیاز شخص می کوشد تا همان چیزی شود که اسعدادآن رادارد،و آن شامل رشد ،دستیابی به همان چیزهایی که فرد بالقوه استعداد رسیدن به آن ها را دارد و به اصطلاح خود شکوفا میشود. همان طوری که مازلو می گوید: «آنچه که انسان می تواند باشد باید بشود»
کیفیت زندگی کاری
(کیفیت زندگی کاری) (O.W.L) ابتدا در اروپا و طی دهه پنجاه (59-1950) ابداع شد و بر اساس تحقیقات اریک تریست و همکارانش در دانشکده تاویتاک در زمینه روابط انسانی در لندن شکل گرفت.
پژوهش های یاد شده هم بعد فنی و هم بعد انسانی سازمان ها را بررسی و چگونگی روابط بین آنها را ارزیابی کرد که باعث به وجود آمدن سیستم های تکنیکی- اجتماعی (سوسیو تکنیکال) مربوط به طراحی شغل شد که امروزه در ایالات متحده آمریکا بیشترین اقدامات مربوط به Q.W.L را تحت پوشش قرار می دهد .متخصصان اولیه Q.W.L در بریتانیا،ایرلند،نروژ،سوئد طراحی های شغل را برای هماهنگی هر په بهتر و منسجم تر کردن کارکنان و تکنولوژی ایجاد کردند.
فعالیت Q.W.L آنها عمدتآ با مشارکت اتحادیه ها و مدیریت در طراحی کار ،تدوین شده است و باعث به وجود آمدن طراحی هایی از مشاغل شدکه برای کارکنان سطوح بالاتری از منزلت (اعتبار شغلی) تنوع شغلی و باز خورد اطلاعاتی مربوط به نتایج را به ارمغان آورد.
مدیران بخوانند
ارائه پاداش یکی دیگر از راههای شاد نگه داشتن کارکنان است. 60 درصد از کارکنانی که در یک مطالعه جدید شرکت کردهاند، گفتهاند که اگر تنها به درآمد سالانهشان پاداش 25 دلاری (کمتر از 60 هزار تومان!) افزوده شود، شادتر خواهند بود.
برخی مدیران و کارفرمایان، از راضی و خشنود کردن کارکنان خود فراری هستند، چون تصور میکنند برای خوشحال کردن کارکنان خود باید زیر بار پاداشهای سنگین، ارتقا و لابد مرخصیهای طولانی بروند، اما مطالعات محققان نشان میدهد که اصلا لازم نیست روشهایی اینقدر پرهزینه داشته باشند. برای شاد کردن کارکنان، روشهای خیلی سادهتر و ارزانتر هم وجود دارد.
در واقع، با ارائه کمی امکانات و قدری انعطافپذیری و خلاقیت، میتوان به راهکارهایی برای شاد نگه داشتن کارکنان رسید؛ البته این شاد نگه داشتن با افزایش رضایت از کار و بهرهوری هم همراه خواهد بود.
راز موفقیت کسب و کارهای کوچک
تمام آنهایی كه پولدار شدهاند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آوردهاند.
بعضی كارها هستند كه حتی بدون سرمایه اولیه میشود انجامشان داد اما لازمه آن تحقیق كردن، وقت گذاشتن و مهمتر از آن عجول نبودن است. پس نگران نباشید، كمی وقت بگذارید و فرصتهای شغلی منطقه زندگی خود را بشناسید. بهدنبال نیازهای منطقه بگردید. برای این كار باید مدتی در محل زندگیتان بچرخید و درددلهای كسبه و مشتریان را بشنوید.
شاید از نظر شما 35 میلیون تومان، پول زیادی برای سرمایهگذاری كردن نباشد اما باور كنید به جای اینكه با این پول و به اضافه پول وامی كه از بانك مسكن میگیرید، بروید و دنبال خانه باشید، میتوانید نهایت سودآوری را از این سرمایه به ظاهر كم داشته باشید. 30 میلیون تومان سرمایه زیادی است؛ به شرط اینكه قدرش را بدانید و در راه مناسبی سرمایهگذاری كنید.
تفاوتهاي من و رئيسم
وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
مرد بالنسوار و مرد روي زمين
مردي در يك بالن در حال پرواز كردن بود كه متوجه شد گم شده است. در حالي كه ارتفاع بالن را كم ميكرد، مردي را ديد.
مرد بالنسوار فرياد زد: "ببخشيد، ميتوانيد به من كمك كنيد. من به دوستم قول دادم كه نيم ساعت پيش او را ملاقات كنم، اما حالا نميدانم كجا هستم."
مرد روي زمين پاسخ داد: "بله. شما در يك بالن در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين معلق هستيد. شما از شمال بين 40 و 42 درجه عرض جغرافيايي و از غرب بين 58 و 60 درجه طول جغرافيايي قرار داريد."
مرد بالنسوار پاسخ داد: "شما بايد مهندس باشيد."
مرد روي زمين گفت: "بله. از كجا فهميدي؟"
عرفان حسینی