مفهوم سرمایه اجتماعی
هسته اصلی اندیشه "هانی فان" در واقع این است که میان سرمایه اجتماعی و رابطه اجتماعی پیوندی درونی و تناتنگ وجود دارد و سرمایه اجتماعی در درون رابطه اجتماعی نهفته و پنهان است و بحث این مطلب که در گذر زمان در یک رابطه اجتماعی می تواند پدید آید و آن رابطه را به رابطه ای گرم و صمیمی یا رابطه ای سرد و غیر صمیمی تبدیل کند.ریشه این دگرگونی ها در چیزی به نام سرمایه اجتماعی نهفته است.به دیگر سخن، سرمایه اجتماعی بر خلاف دیگر شکل های سرمایه، از سرمایه فیزکی و سرمایه انسانی گرفته تا سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی، بی حضور دیگران نه پدید می آید و نه ممکن است.بر این پایه پدیده سرمایه اجتماعی تنها زمانی هستی می یابد و شکل می گیرد که اولا در یک محیط اجتماعی معین انسان هایی در برابر یکدیگر قرار گرفته باشند و ثانیا میان آنهارابطه ای شکل گرفته باشد و جریان بیابد.در درون این رابطه است که سرمایه اجتماعی زاده یا تولید می شود.
در دهه های گذشته محققانی همچون بوردیو[3] جامعه شناس اروپایی، کلمن[4] جامعه شناس برجسته آمریکایی و رابرت پاتناام[5] استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد نیز تحقیقات گسترده و وسیعتری در رابطه با مفهوم سرمایه اجتماعی در آمریکا و کشورهای اروپایی انجام داده و تاثیرات گسترده ای را بر مفهوم سرمایه اجتماعی نهاده اند.
لذا سرمایه اجتماعی را ماده خام جامعه مدنی دانسته اند. این سرمایه از تعامل های هرروزه بین افراد به وجود می آید.این سرمایه، به تنهای در فردیا ساختار اجتماعی نهفته نیست، بلکه در فضای تعامل های بین افراد وجود دارد.مایملک سازمان، بازار ویا دولت نیست ،هر چند که همه آنها در تولید آن سهیم هستند (بولن و انیکس ،1998).
تحقیقات معاصر درباره جامعه مدنی نشان می دهد که در نظام اجتماعی، سه عنصر متخاصم وجود دارد که باید بین آنها تعادل برقرار کرد: دولت، اجتماع و بازار، ارتباط سالم بین این سه حوزه به تقویت سرمایه اجتماعی منجر می شود و این سه حوزه، مثلثی را به وجود می آورند که شکل این مثلث از جامعه ای به جامعه دیگر ، بسیار متفاوت است.در قرن حاضر نیرو های اقتصادی رونق یافته و اندازه دولت رشد قابل توجهی داشته ودر مقابل، قدرت شبکه های اجتماعی تا حدودی کاهش یافته است.این تضعیف اجتماع ، برای دولت و بازار هم مشکلاتی پدید آورده است. به همین دلیل، سیاستگذاری های عمومی باید بکوشندتا تعادل درستی بین اقتصاد بازار، دولت و جامعه مدنی به وجود آورند، ولی بیشتر موارد، نقش بازار و دولت افزایش یافته و اجتماع تضعیف شده است.گروهی بر اقتصاد بازار تاکید دارند و گروه دیگر بر رابطه دولت و شهروندان هردو جناح ، موضوع سوم یعنی روابط حاکم در بین مردم را فراموش کرده اند.
بوردیو(1986) سرمایه اجتماعی را حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعل فراهم شده برای فرد و یا گروه می داند.این منابع، برآمده از مالکیت شبکه بادوامی از روابط کم و بیش نهادینه شده ای است که از فهم متقابل و سوابق مشترک بین افراد، حاصل می شود.
" پروساك[6] " سرمايه اجتماعي را به عنوان " موجودي كه روابط فعال ميان افراد: اعتماد، شناخت متقابل، ارزشها و رفتارهاي مشترك كه اعضاي شبكه ها واجتماعات انساني را به هم پيوند مي دهد و همكاري را امكان پذير ميسازد " تعريف مي كند. آنان به سرمايه اجتماعي به عنوان كانوني براي حفظ و توسعه سازماني مي نگرند. ازنظر آنان سرمايه اجتماعي بازده اقتصادي پديد مي آورد و بدون سرمايه اجتماعي سازمانها نمي توانند به آساني كاركنند.
سرمایه اجتماعی مجموعه ای هنجارهای موجود درسیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. "فوکویاما" [7]سرمایه اجتماعی را به عنوان توانایی افراد برای کار با یکدیگر در جهت اهداف عمومی در گروه ها وسازمان تعریف می کند(فوکویاما199). البته سرمایه اجتماعی را می بایست به کارکردش تعریف کرد(کلمن،1990).
عرفان حسینی
عرفان حسینی